Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ راددست

تلفظ بین المللی : /rˈɑddast/ تلفظ :‌ [R'Addast]
لغت نامه دهخدا
  • راد دست
  • راددخت
  • رادست بوکل
  • رادستات
  • رادستون
  • رادستوک
  • رادوستنا پود کوزاکووم
  • رادوستوو
  • رادوستیتسه
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

راددست . [ دْ دَ ] (ص مرکب ) دارای دستی بخشنده . که با دست راد است . بخشنده . گشاده دست :
ردی دانش آرای یزدان پرست
زمین حلم و دریادل و راددست .

اسدی .



کلمات مرتبط

  • راد دست
  • راددخت
  • رادست بوکل
  • رادستات
  • رادستون
  • رادستوک
  • رادوستنا پود کوزاکووم
  • رادوستوو
  • رادوستیتسه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات