Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رادار

تلفظ بین المللی : /rˈɑdɑr/ تلفظ :‌ [R'AdAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • رادار آشکارسازی اَبر
  • رادار اصلی
  • رادار تصویربرداری
  • رادار تقرب دقیق
  • رادار تک پایه
  • رادار حرکت سطحی
  • رادار دووضعیتی
  • رادار دوپایه
  • رادار دیوارگذر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیاصطلاحاتگویش مازنیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

رادار. ( فرانسوی / انگلیسی ، اِ ) کلمه مرکب از حروف اول کلمات انگلیسی : رادیو دتکشن اند رنجینگ ( بمعنی تجسس کردن و میزان کردن با رادیو ). پس کلمه رادار اسمی است مرکب از حروف آغاز سه کلمه فوق و از این نوع است کلمه «لوران »، یعنی دریانوردی دور. و «شوران » یعنی دریانوردی نزدیک. و آن دستگاهی است که بکمک امواج تشعشعی وضع و فاصله اشیاء را معین میکند. برای فهم مختصات رادار باید مختصات امواج تشعشعی را شنا...

فرهنگ عمید

دستگاهی که با استفاده از امواج تشعشعی محل، ارتفاع، و فاصلۀ جسمی را در زمین یا آسمان تعیین می کند.

فرهنگ معین

[ فر. ] (اِ. ) ۱ - سیستمی که در آن از باریکه های امواج الکترومغناطیسی با بسامدهای رادیویی بازتابیده از سطح اشیا برای آشکارسازی آن ها استفاده شود (فره ). ۲ - مجازاً به معنی جاسوس ، خبرچین .

دانشنامه آزاد فارسی

رادار (radar)وسیله ای برای تعیین محل اجسام در فضا، جهت یابی، و ناوبری، از طریق ارسال امواج رادیویی فرکانس بالا و دریافت بازتاب آن ها. برای پی بردن به جهت حرکت یک جسم، باریکه ای از امواج رادیویی را با طول موج کوتاه (۱ تا ۱۰۰ سانتی متر) و به صورت پالسهای کوتاه به سوی جسم می فرستند و باریکۀ بازتابیده را دریافت می کنند. فاصلۀ جسم با اندازه گیری زمان رفت و برگشت امواج رادیویی تا جسم، که با سرعت نور حرک...

فرهنگ فارسی

بمعنی تجسس کردن و میزان کردن بارادیو

سامانه‌ای که در آن از باریکه‌های امواج الکترومغناطیسی با بسامدهای رادیویی بازتابیده از سطح اشیا برای آشکارسازی آنها استفاده شود

دانشنامه عمومی

رادار (به فرانسوی و انگلیسی: radar؛ سرواژهٔ RAdio Detection And Ranging)، یک دستگاه رادیویی است که برای مشاهده، تشخیص یا آشکارسازی اجسام و نیز اندازه گیری برخی ویژگی های آن ها به کمک موج های رادیویی به کار می رود. کاربرد اولیهٔ رادار و محل پیدایش و رشد آن در صنایع نظامی و هوانوردی بوده است. در صنایع نظامی، نقش اصلیِ یک سامانهٔ راداری، نظارت بر یک گسترهٔ بزرگ و تشخیص جسم های متحرک، ردیابی هدف ها و ...

اصطلاحات

معنی اصطلاحات عامیانه و امروزی -> رادار
جاسوس

گویش مازنی

چشم انتظار

/raadaar/ چشم انتظار

مترادف و متضاد

radar (اسم)
رادار

فرهنگستان زبان و ادب

{radar, radio detection and ranging} [علوم نظامی، فیزیک] سامانه ای که در آن از باریکه های امواج الکترومغناطیسی با بسامدهای رادیویی بازتابیده از سطح اشیا برای آشکارسازی آنها استفاده شود

کلمات مرتبط

  • رادار آشکارسازی اَبر
  • رادار اصلی
  • رادار تصویربرداری
  • رادار تقرب دقیق
  • رادار تک پایه
  • رادار حرکت سطحی
  • رادار دووضعیتی
  • رادار دوپایه
  • رادار دیوارگذر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات