Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : راجی

تلفظ بین المللی : /rˈɑdʒi/ تلفظ :‌ [R'AdZi]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی
  • راجی بی بی
  • راجی کرمانی
  • راجی تبریزی
  • راجی محمد پاشا
  • راجی کرمانی بمان علی
  • راجی بزئن
  • حله راجی
  • ویرجینیا راجی
  • دله راجی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

راجی . (ع ص ) امیدوار.(آنندراج ) (منتهی الارب ) (غیاث اللغات ) :
هم برآن بو می تنند و میروند
هر دمی راجی و آیس میشوند.

مولوی .


راجی . (اِ) نامی که بنوعی درخت تبریزی در همدان دهند. از این درخت دوگونه در ایران یافت میشود یکی که در تهران بنام شالک و در همدان بنام دله راجی معروف است و دیگری که در بیشتر ن...

فرهنگ عمید

امیدوار.

فرهنگ معین

(جِ ) [ ع . ] (ص . ) امیدوار، امید دارنده .

دانشنامه آزاد فارسی

راجیاز گویش های مرکزی دستة شمال غربی، رایج در دلیجان و نراق و محلات. در راجی تکیه دارای اهمیت است تا جایی که با تعویض جایگاه تکیه، تفاوت معنایی ایجاد می شود. جنس دستوری در همة زمینه ها متمایز است. نشانة مذکر -a و نشانة مؤنث -o پایانی است، مانند telena، «مرد چاق کوتاه»، teleno، «زن چاق کوتاه»؛ اسم و صفت در واجی صرف می شود، مثلاً esbid، «سفید ـ نکره»، esbido، «سفید ـ معرفه»، -o پایانی نشانة تعجب یا ...

فرهنگ فارسی

امیدوار
( اسم ) امید دارنده امیدوار : بنده راجی ( از خود تعبیر آورند ) .
نامی که بنوعی درخت تبریزی در همدان دهند . از این درخت دو گونه در ایران یافت میشود یکی که در تهران بنام شالک و در همدان بنام دله راجی معروف است و دیگری که در بیشتر نقاط بنام تبریزی خوانده میشود آنرا در همدان راجی گویند .

دانشنامه عمومی

راجی برگرفته از وراجی(اراجیف ) است چون این زبان مورد فهم فارس ها نبوده است

راجی (گویش). گویش راجی یا راژی یا رازی یا رایجی لهجه ای است که بقایای آن در مناطق مرکزی ایران و در شهرهایی چون دلیجان، نیم ور، محلات، نراق، میمه ،جوشقان قالی، وزوان، زیادآباد، ازان، ونداده ،ابیانه و تجره صحبت می شده و اکنون فقط در بعضی مناطق شهر دلیجان و شهر وزوان اصفهان بقایای بعضی لغات آن برجای مانده است.از فرالاو...

گویش مازنی

۱مایه ی ماست بندی – مای های که شیر را به ماست تبدیل کند ۲مایه ...

/raaji/ مایه ی ماست بندی – مای های که شیر را به ماست تبدیل کند - مایه زدن ماست

کلمات مرتبط

  • راجی بی بی
  • راجی کرمانی
  • راجی تبریزی
  • راجی محمد پاشا
  • راجی کرمانی بمان علی
  • راجی بزئن
  • حله راجی
  • ویرجینیا راجی
  • دله راجی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات