معانی کلمه : راجع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. دارای ارتباط؛ مرتبط.
۲. (اسم) (موسیقی) گوشهای در دستگاههای همایون و نوا.
۳. (صفت) (نجوم) [قدیمی] ویژگی ستارهای که حرکت آن برخلاف توالی بروج به نظر میرسد.
〈 راجعبه: دربارۀ؛ پیرامونِ؛ مربوط به.
فرهنگ معین
(جِ ) [ ع . ] (اِفا. ) برگشت کننده ، بازگردنده .
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
repetitive (صفت)
تکراری، راجع، بازانجامی
