معانی کلمه : رابوع
لغت نامه دهخدا
رابوع . (اِخ ) نام قدیم چاهی است نزدیک کوه اسقف که آن را رابع مینامند. (از منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
نام قدیم چاهیست نزدیک کوه اسقف که آنرا رابع مینامند .

رابوع . (اِخ ) نام قدیم چاهی است نزدیک کوه اسقف که آن را رابع مینامند. (از منتهی الارب ).