Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : رابج

تلفظ بین المللی : /rˈɑbedʒ/ تلفظ :‌ [R'AbedZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خود رابجای دیگری جا زدن
  • رابجان الاباما
  • فانوس دریایی رابجرگ کوده
  • دِنای رابط
  • راب
  • راب کُش
  • رابته
  • رابح
  • رابحه
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

رابج. [ ب ِ ] ( ع ص ) پر و سیرآب. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). الممتلی الریان. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) نارجیل. ( فهرست مخزن الادویه ).

فرهنگ فارسی

پر و سیراب . یا نارجیل

کلمات مرتبط

  • خود رابجای دیگری جا زدن
  • رابجان الاباما
  • فانوس دریایی رابجرگ کوده
  • دِنای رابط
  • راب
  • راب کُش
  • رابته
  • رابح
  • رابحه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات