معنی کلمه : را او چاره نشون هادان
گویش مازنی
بد و نیک امور را به دیگران نشان دادن
/raao chaa re neshon haadaaan/ بد و نیک امور را به دیگران نشان دادن
کلمات مرتبط
- او را
- از دو سال پیش ( پیرارسال) تا به حال، او را ندیدهام ( دو سال است که او را ندیده ام).
- اگر الآن برویم، حتما به او ( او را) می رسیم.
- اگر الآن میرفتیم، حتما به او ( او را) میرسیدیم.
- ای کاش از همان اول حقیقت ( راستش) را (به او) گفته بودم.
- چطور او را نمیشناسی(اش) !؟
- کفشهایت را هرچه زودتر بپوش، تا برویم و او را پیدا(یش) کنیم.
- من خودم او را در مزرعه ( باغ) دیدم.
- مگر او را نمیشناسید؟
