کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذووداد | کلماتور
معانی کلمه : ذووداد
تلفظ بین المللی :
/zˈuvdɑd/
تلفظ :
[z'uvdAd]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذوعضاده
ذواد
ذواودات
ذوجدد
ذوحدان
ذوخدارت
ذوسدد
ذوسنداد
ذوعضادتین
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذووداد. [ وِ ] ( ع ص مرکب ) خداوند دوستی. دوستار. دوستدار :
گفت صد خدمت کنم ای ذووداد
دست بر دو چشم و بر سینه نهاد.
مولوی.
فرهنگ عمید
صاحب وداد، خداوند دوستی، دوستدار.
فرهنگ فارسی
خداوند دوستی دوستدار : گفت : صد خدمت کنم ای ذو و داد دست بر دو جشم و برسینه نهاد . ( مثنوی )
خداوند دوستی .
کلمات مرتبط
ذوعضاده
ذواد
ذواودات
ذوجدد
ذوحدان
ذوخدارت
ذوسدد
ذوسنداد
ذوعضادتین
نظرات