ذومعنیین. [ م َ ن َ ی َی ] ( ع ص مرکب ) خداوند دو معنی. صاحب دو مراد. دارای دو مقصود و منظور. ذووجهین. ( کلمة. کلام ). نزد بلغاء آن است که لفظ مشترک مشتمل بر دو معنی تام باشد و آن هر دو معنی یا حقیقی باشند یا مجازی و یا یکی حقیقی و دیگری مجازی و هر دو معنی مراد متکلم باشد. و اگر لفظ مشترک مشتمل بر زیاده از دو معنی باشد آنرا ذوالمعانی گویند. مثال ذومعنیین. شعر:بهر اندیشه چندان ریختم درکه کرده عالمی...
فرهنگ عمید
در بدیع، شعری که دو معنی یا بیشتر از آن استنباط می شود، مانند این شعر: آن سیل که دوش تا کمر بود / امشب بگذشت خواهد از دوش (سعدی۲: ۴۷۴ ). از دوش دوم دو معنی استنباط می شود یکی معنی دیشب و دیگر معنی کتف و شانه.