Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ذوعوج

تلفظ بین المللی : /zˈuːʔuːdʒ/ تلفظ :‌ [z'u:?u:dZ]
لغت نامه دهخدا
  • ذووجهین
  • ذوعاج
  • ذوعرجاء
  • ذوعوض
  • ذووجمی
  • ذووجوه
  • ذؤوج
  • ذعور
  • ذوالجلال
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ذوعوج. [ ع ِ وَ ] ( ع ص مرکب ) صاحب کجی ، خداوندکژی ؛ قرآنا عربیا غیرذی عوج. ( قرآن 39 / 28 ). کتابی بزبان عربی نه صاحب کجی. ( تفسیر ابوالفتوح ج 4 ص 484 ). و در تفسیر آن گوید: قرآناً عربیاً، نصب او بر فعل مقدّر است و تقدیره اعنی قرآناً عربیاً و گفتند بر حال است علی تقدیر انزلناه قرآناً عربیاً، گفت قرآن است بلغت عرب غیرذی عِوَج که درو کژی نیست مجاهد گفت لبسی نیست عبداﷲ عباس گفت اختلافی نیست سدی گفت...

کلمات مرتبط

  • ذووجهین
  • ذوعاج
  • ذوعرجاء
  • ذوعوض
  • ذووجمی
  • ذووجوه
  • ذؤوج
  • ذعور
  • ذوالجلال
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات