Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذوش

تلفظ بین المللی : /zˈuːʃ/ تلفظ :‌ [z'u:S]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذوشان
  • ذوشاهق
  • ذوشبرمان
  • ذوشبک
  • ذوشجن
  • ذوشجون
  • ذوشحر
  • ذوشرح
  • ذوشطب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذوش. ( ص ) شعوری گوید بمعنای بدطبع و تندخوست. حکیم فردوسی :
بانگ کرده است ای بت سیمین
ذوش هستم ترا که هستی ذوش.
این کلمه از مجعولات شعوری است وشعر نیز از رودکی است و «کرده است » «کردمت » است و زوش با زاء اخت الراء است نه با ذال بمعنای تند و سخت طبع. ( فرهنگ اسدی ).

فرهنگ فارسی

بد طبع و تند خوست .

کلمات مرتبط

  • ذوشان
  • ذوشاهق
  • ذوشبرمان
  • ذوشبک
  • ذوشجن
  • ذوشجون
  • ذوشحر
  • ذوشرح
  • ذوشطب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات