معانی کلمه : ذوسنطاریا
لغت نامه دهخدا
ذوسنطاریا. [ س َ ] ( معرب ، اِ ) از یونانی دوس ، به معنی بدشخواری ، بسختی ، بصعوبت و آنترا بمعنی درون و احشاء و امعاء اسهالی است با درد و خون. اسهال خونی. دل پیچه. و صاحب ذخیره خوارزمشاهی گوید: اسهال را که سبب آن ریش روده ها بود به لغت یونان ذوسنطاریا گویند. و نیزدر عنوان بابی آورده است : در سحج و ریش روده ها و اسهال خونی که ذوسنطاریا گویند. ( ذخیره خوارزمشاهی ).
فرهنگ عمید
دیسانتری#NAME?
= دیسانتری
فرهنگ معین
(س ) [ معر. ] (اِ. ) اسهال خونی .
دانشنامه آزاد فارسی
رجوع شود به:دیسانتری
wikijoo: ذوسنطاریا
فرهنگ فارسی
اسهال خونی
( اسم ) اسهال خونی ( اسهال )
بمعنی بد شخواری .
( اسم ) اسهال خونی ( اسهال )
بمعنی بد شخواری .
مترادف و متضاد
dysentery (اسم)
اسهال خونی، دیسانتری، ذوسنطاریا
