Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ ذوبقر

تلفظ بین المللی : /zˈuːbq1ar/ تلفظ :‌ [z'u:bq1aR]
لغت نامه دهخدا
  • ذوبقره
  • ذوبحرین
  • ذوبارق
  • ذوشقر
  • ذوعقربانه
  • ذوقبر
  • ذوقرابه
  • ذوقرد
  • ذوقرظ
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

ذوبقر. [ ب َ ق َ ] (ع اِ مرکب ) سپر از پوست گاو.

ذوبقر. [ ب َ ق َ ] (اِخ ) وادیی است میان اخیله و حمای ربذة. شاعر گوید:
اناخ بذی بقر برکة
کان علی عضدیه کتافاً.

(از المرصع ابن الاثیر).


ذوبقر. [ ب َ ق َ ] ( ع اِ مرکب ) سپر از پوست گاو.ذوبقر. [ ب َ ق َ ] ( اِخ ) وادیی است میان اخیله و حمای ربذة...

کلمات مرتبط

  • ذوبقره
  • ذوبحرین
  • ذوبارق
  • ذوشقر
  • ذوعقربانه
  • ذوقبر
  • ذوقرابه
  • ذوقرد
  • ذوقرظ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات