Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذو السرح

تلفظ بین المللی : /zˈuː alsˈarh/ تلفظ :‌ [z'u: als'aRh]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذوالسرح
  • ذو الابارق
  • ذو الابرق
  • ذو الاجماع
  • ذو الاربعات
  • ذو الاسد
  • ذو الاسوار
  • ذو الاصابع
  • ذو الاضلاع
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذوالسرح. [ ذُس ْ س َ ] ( اِخ ) واد بین الحرمین زاد همااﷲ شرفا. سمی بشجرالسرح هناک قرب بدر و واد آخر نجدی. ( تاج العروس ). و یاقوت گوید وادیئی است میان مکّه و مدینة نزدیک ملَل َ. و ابن الاثیر در المرصع گوید: و هم ، موضعی است به شام. و یاقوت گوید: در شام نزدیک بصری واقع است.

فرهنگ فارسی

موضعی است به شام . و یاقوت گوید در شام نزدیک بصری واقع است .

کلمات مرتبط

  • ذوالسرح
  • ذو الابارق
  • ذو الابرق
  • ذو الاجماع
  • ذو الاربعات
  • ذو الاسد
  • ذو الاسوار
  • ذو الاصابع
  • ذو الاضلاع
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات