کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه ذو-الرحم | کلماتور
معانی کلمه : ذو الرحم
تلفظ بین المللی :
/zˈuː ˈaːlrahˌam/
تلفظ :
[z'u: 'a:lRah,am]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذوالرحم
ذوالرحمه
ذو الابارق
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
ذو الاسد
ذو الاسوار
ذو الاصابع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذوالرحم. [ ذُرْ رَ ح ِ ] ( ع ص مرکب ) اُمّی. مادری. ( برادر، خواهر ) برادران یا خواهران که از مادر یکی و از پدر جدا باشند. بطنی ، مقابل صلبی.
فرهنگ فارسی
امی . مادری . برادران یا خواهران که از مادر یکی و از پدر جدا باشند .
کلمات مرتبط
ذوالرحم
ذوالرحمه
ذو الابارق
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
ذو الاسد
ذو الاسوار
ذو الاصابع
نظرات