کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : ذو الاوتار
تلفظ بین المللی :
/zˈuː alˈoːtɑr/
تلفظ :
[z'u: al'o:tAR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
ذو الابارق
ذوالاوتار
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
ذو الاسد
ذو الاسوار
ذو الاصابع
ذو الاضلاع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
ذوالاوتار. [ ذُل ْ اَ ] ( ع ص مرکب ، اِ مرکب ) خداوند زه ها. صاحب وترها. || هر یک از آلات موسیقی که زه دارند. رودجامه. ج ، ذووالأوتار. رودجامگان .
فرهنگ فارسی
خداوند زه ها . صاحب وترها .
کلمات مرتبط
ذو الابارق
ذوالاوتار
ذو الابرق
ذو الاجماع
ذو الاربعات
ذو الاسد
ذو الاسوار
ذو الاصابع
ذو الاضلاع
نظرات