ذریة. [ ذُ رْ ری ی َ ] (ع اِ) نسل . پشت . فرزندان . پدران و فرزندان .نسل آدمی و پری . نسل مردمان و جِن ّ. فرزند. فرزندان و فرزندزادگان ، یستوی فیه الواحد و الجمع. ج ، ذُرّیّات . ذَراری : طعنه چه زنی مرمرا بدان کم از خانه براندند اهل عصیان زیرا که براندند مصطفی راذریه ٔ شیطان از اهل و اوطان . ناصرخسرو.و صاحب معالم التنزیل گوید یقع الذریة علی الاَّباء کما یقع علی الأولاد. || زنان . رجوع به ذریت شود...
فرهنگ عمید
۱. فرزند. ۲. نسل. ۳. فرزندان.
فرهنگ معین
(ذُ رِّ یُِ ) [ ع . ذریة ] (اِ. ) نسل فرزندان . ج . ذراری و ذریات .
دانه، تخم، سلاله، بذر، ذریه، تخم اوری، بازیکن سابقه دار
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی ذُرِّیَّةِ: نسل (ذریة در اصل به معنای فرزندان خردسال است ، ولی در استعمالهای متعارف در خردسالان و بزرگسالان هر دو استعمال میشود ، هم در یک نفر به کار میرود ، و هم در چند نفر ، ولی اصلش به معنای چند نفر است )معنی عَقِبِهِ: ذریه و فرزندانش ( در عبارت "جَعَلَهَا کَلِمَةً بَاقِیَةً فِی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یَرْجِعُونَ ")معنی ذُرِّیَّاتِنَا: نسلها یمان (ذریة در اصل به معنای فرزندان خ...