معانی کلمه : ذریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سریع، تیزرو، سبک سیر.
۲. شفیع.
۲. شفیع.
فرهنگ معین
(ذَ ) [ ع . ] (ص . ) ۱ - تیزرو، سبک سیر. ۲ - فراخ گام . ۳ - فاش . ۴ - فراوان ، بسیار.
مترادف و متضاد
۱. تندرو، تیزرو، سبکسیر
۲. برملا، فاش
۳. بسیار، فراوان، کثیر
