معانی کلمه : ذریت
لغت نامه دهخدا
نسل :
ای بار خدای همه ذریت آدم
با ملک سلیمانی و با حکمت لقمان .
ابلیس لعین بدین زمین اندر
ذریّت خویش دید بسیاری .
فرهنگ معین
(ذُ رّ یَّ ) [ ع . ذریة ] (اِ. ) نک . ذریه .
فرهنگ فارسی
( اسم ) نسل فرزندان جمع ذراری و ذریات .
