Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذروت

تلفظ بین المللی : /zˈoruːt/ تلفظ :‌ [z'oRu:t]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • ذروتین
  • ذرات
  • ذرات اولیه
  • ذرات ثانویه
  • ذرات سپیدایی
  • ذرات معلق
  • ذرات معلق در هوا
  • ذرات نانم گیر
  • ذرات نم گیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذروت . [ ذَرْ وَ ] (ع اِ) ثروت .

ذروت. [ ذَرْ وَ ] ( ع اِ ) ثروت.ذروة. [ ذِرْ وَ / ذُرْ وَ ] ( ع اِ ) سرکوه. ( دهار ) ( مهذب الاسماء ). بالای کوه. قلّة. || در سر مردم ، چکاد. تارک. || سر کوهان اشتر. ( مهذب الاسماء ). || مال بسیار. || بالای هر چیز. سر، نوک ، کله و بلندی هر چیزی. ج ، ذُری ̍ : بر رجاحت عقل و سجاحت خلق و صدق وفا و اتّساع عرصه کرم و ارتفاع ذروه...

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - سر کوه قله ۲ - تارک سر چکاد . ۳ - بالای هر چیز نوک سر جمع ذری . ۴ - ذروت غایت بلندی بود و اندر فلک تدویربجای اوج باشد از خارج المرکز و برابر ذروه تدویر بود ... ذروت وسطی آن نقطهاست از زبرین فلک تدویر که بدو آن خط رسد که از مرکز معدل بیرون آید و بر مرکز تدویر بگذرد و ذروت مرئی آن نقطه است از زبری فلک تدویر که بدو آن رسد کز مرکز عالم بیرون آید و بر مرکز تدویر بگذرد ( التفهیم ) ....

کلمات مرتبط

  • ذروتین
  • ذرات
  • ذرات اولیه
  • ذرات ثانویه
  • ذرات سپیدایی
  • ذرات معلق
  • ذرات معلق در هوا
  • ذرات نانم گیر
  • ذرات نم گیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات