Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : ذباله

تلفظ بین المللی : /zabˈɑleː/ تلفظ :‌ [zab'Ale:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • ذباله دان
  • ذبابه
  • ذبابه ٔ هندیه
  • ذباحه
  • ذبال
  • ذبله
  • ذآله
  • ذابله
  • ذوالهجرتین
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

ذبالة. [ ذُب ْ با ل َ ] (ع اِ) پلیته . فلیته . فتیله .

ذباله . [ ذَ ل َ / ذَب ْ با ل َ ] (ع اِ) .

ذبالة. [ ذُ ل َ ] (ع اِ) پلیته . (دهار) (منتهی الارب ). فتیله . فلیته . ذُبّاله َ. پلیته ٔ افروخته . ج ، ذبال . (مهذب الاسماء). ذَبائل : این همی گفت و ذباله ٔ نور پاک از لبش می...

فرهنگ عمید

فتیله، فتیلۀ شمع یا چراغ.

فرهنگ معین

(ذُ لِ) [ ع . ذبالة ] (اِ.) ج . ذبیل ، آشغال .

(ذُ لَ) [ ع . ذبالة ] (اِ.) فتیلة شمع یا چراغ .

(ذُ لِ ) [ ع . ذبالة ] (اِ. ) ج . ذبیل ، آشغال .
(ذُ لَ ) [ ع . ذبالة ] (اِ. ) فتیلة شمع یا چراغ .

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع ذبیل آشغالها .
این کلمه در یاد داشتهای من بود و معنی آن در آن یاد داشت سوزن با رشته نوشته بود .

کلمات مرتبط

  • ذباله دان
  • ذبابه
  • ذبابه ٔ هندیه
  • ذباحه
  • ذبال
  • ذبله
  • ذآله
  • ذابله
  • ذوالهجرتین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات