Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیگی

تلفظ بین المللی : /dˈiɡi/ تلفظ :‌ [d'igi]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیگی که واسه من نجوشه سر سگ توش بجوشه
  • جوش اور دیگی
  • چاه دیگی
  • قنات گل دیگی سراوان
  • جوش آور دیگی
  • دیگینه
  • پنی سیلیوم دیگیتاتوم
  • دیگیره
  • ولایت خودمختار دیگینگ تبتی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیگی. ( ص نسبی ) منسوب به دیگ. || ( اِ ) قسمی کلاه که کردان دارند با دهانه تنگ و سری سخت فراخ. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
- کلاه دیگی ؛ کلاه بعضی لران که دیگی وارونه را ماند. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).

فرهنگ فارسی

منسوب به دیگ .

کلمات مرتبط

  • دیگی که واسه من نجوشه سر سگ توش بجوشه
  • جوش اور دیگی
  • چاه دیگی
  • قنات گل دیگی سراوان
  • جوش آور دیگی
  • دیگینه
  • پنی سیلیوم دیگیتاتوم
  • دیگیره
  • ولایت خودمختار دیگینگ تبتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات