دیگ . (اِ، ق ) دی . روز گذشته . (برهان ) (جهانگیری ) دیروز چنانکه پارسیان دیگروز گویند. (انجمن آرا). دی و دیروز و روز پیش از امروز. (ناظم الاطباء).
دیگ. ( اِ، ق ) دی. روز گذشته. ( برهان ) ( جهانگیری ) دیروز چنانکه پارسیان دیگروز گویند. ( انجمن آرا ). دی و دیروز و روز پیش از امروز. ( ناظم الاطباء ).دیگ. ( اِ ) ظرفی که در آن چیزی پزند. ( برهان ). از مس سازند...
فرهنگ عمید
ظرف فلزی یا سنگی که در آن چیزی بجوشانند یا غذا طبخ کنند.
فرهنگ معین
[ په . ] (اِ. ) ظرفی که در آن غذا پزند. ، ~را بار گذاشتن کنایه از: کار را شروع کردن .
فرهنگ فارسی
ظرف فلزی یاسنگی که در آن چیزی بجوشانند دی روز گذشته .
دانشنامه عمومی
دیروز
(لری، ممسنی) [dig] دیروز.
قابلمه یا دیگ گونه ای ظرف دردار برای طبخ غذادیگ یک وب گاه پیونددهی جمعیwiki: سرمایه گذاری پرمخاطره را انجام داده بودند نام پیر امیدیار مؤسس ebay و مارک اندرسون مؤسس نت اسکیپ جلب توجه می کرد.در ژوئیه سال ۲۰۰۵ نسخه دوم سایت راه اندازی شد در نسخه دوم دیگ امکانت جدیدی گذاشته شده بود امکان ایجاد لیست به وسیله وستان٬امکان دادن نمره مثبت در لینک ها در صفحه خبر ...
مترادف و متضاد
۱. پاتیله، پاتیل، تیان ۲. دی، دیروز
furnace (اسم)دیگ، پاتیل، کوره، تنور، تون حمام و غیره، بوته آزمایشpot (اسم)قابلمه، دیگ، سبو، گلدان، کتری، دیگچه، قوری، اب پاش، ماری جوانا وسایرمواد مخدره، هر چیز برجسته و دیگ مانندcaldron (اسم)دیگ، پاتیل، کتری بزرگcauthorldron (اسم)دیگ، پاتیل، کتری بزرگ...