کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیوه | کلماتور
معانی کلمه : دیوه
تلفظ بین المللی :
/dˈiveː/
تلفظ :
[d'ive:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دیوه کش
کتیبه دیوه
برهان الدین دیوه ای
دیوهیکل
دیوهای کماله
زبان دیوهی
فهرست دیوها در ارس گویتیا
دیبه
دیخه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
دیوه. [ وَ ] ( اِ ) ( از: دیو + هَ ، نسبت و تصغیر، دیوک ، دیوچه ) کرم پیله ابریشم. ( برهان ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). کرم پیله. ( حاشیه لغت فرس اسدی نخجوانی ). دود قز. کرم ابریشم : دیوه هرچند کابریشم کند هرچه آن بیشتر بخویش تند.رودکی.رجوع به دیوک و دیوکش شود. || قسمی سماروغ سمی. ( لغت فرس اسدی ذیل سماروغ ). غارچ و سماروغ. ( ناظم الاطباء ) ( از اوبهی )....
فرهنگ عمید
کرم پیله، کرم ابریشم: دیوه هرچند که ابرشم بکند / هرچه آن بیشتر به خویش تَنَد (رودکی: ۵۴۵ ).
فرهنگ معین
(وَ یا وِ ) (اِ. ) ۱ - دیوک ، زالو. ۲ - کرم ابریشم .
فرهنگ فارسی
( اسم ) ۱ - دیوک زالو . ۲ - کرم ابریشم .
کلمات مرتبط
دیوه کش
کتیبه دیوه
برهان الدین دیوه ای
دیوهیکل
دیوهای کماله
زبان دیوهی
فهرست دیوها در ارس گویتیا
دیبه
دیخه
نظرات