Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیود

تلفظ بین المللی : /doˈijud/ تلفظ :‌ [do'ijud]
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • دیود پیوندی
  • دیود با پیوند پی ـ ران
  • دیود نوری
  • دیود نیم رسانا
  • دیود ادی
  • دیود بهمنی
  • دیود تونلی
  • دیود جریان ثابت
  • دیود خنثی ساز ولتاژ گذرا
لغت نامه دهخدافرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دیود. [ ی ُ ] ( فرانسوی ، اِ ) اسبابی دوالکترودی دارای یک آنود و یک کاتود که جریان برق را از یک جهت بمراتب بیش از جهت دیگر عبورمیدهد. معمولاً این اصطلاح بطور مطلق در مورد لوله خلأ دوالکترودی بکار میرود. ( دائرة المعارف فارسی ).- دیود بلور ؛ دیودی که یک الکترود آن ماده ای نیم هادی ( مانند بلور ژرمانیوم ) است و الکترود دیگرش سیم نازکی ( سبیل گربه ) است متکی بر ماده نیم هادی. دیود بلوری در واقع از ه...

فرهنگ معین

(یُ ) [ فر. ] (اِ. ) وسیله ای الکترونیکی برای یک طرفه کردن جریان الکتریکی .

دانشنامه آزاد فارسی

دیود (diode)ترکیب یک آند سرد و یک کاتد گرم شده، یا هم ارز نیم رسانای آن، با پیوند پی ـ اِن (← دیود نیم رسانا). هر دو وسیله عبور جریان الکتریکی مستقیم را یک طرفه می کنند و به همین سبب، در یک سوکننده ها برای تبدیل جریان متناوب (AC) به جریان مستقیم (DC) به کار می روند. دیودهای نیم رسانا را از موادی با پایۀ سیلیسیم می سازند. این دیودها بیشتر در مدارهای الکترونیکی به کار می روند تا جریان الکتریکی یک طر...

فرهنگ فارسی

وسیله‌ای الکترونیکی برای یک‌طرفه کردن جریان الکتریکی

اسبابی دو الکترودی دارای یک آنودویک کانود که جریان برق را از یک جهت بمراتب بیش از جهت دیگر عبور میدهد.

دانشنامه عمومی

دیود (به انگلیسی: Diode)، قطعه ای الکترونیکی است که دو سر دارد، و جریان الکتریکی را در یک جهت از خود عبور می دهد (در این حالت، مقاومت دیود ناچیز است) و در جهت دیگر، در مقابل گذر جریان مقاومت بسیار بالایی (در حالت ایده آل، بی نهایت) از خود نشان می دهد. این خاصیت دیود، باعث شده بود تا در سال های اولیهٔ ساخت این قطعهٔ الکترونیکی، به آن «دریچه» نیز اطلاق شود.جریان متوسط یا If که بیشینهٔ مقدار مجاز جری...

مترادف و متضاد

diode (اسم)
دیود

فرهنگستان زبان و ادب

{diode} [فیزیک] وسیله ای الکترونیکی برای یک طرفه کردن جریان الکتریکی

کلمات مرتبط

  • دیود پیوندی
  • دیود با پیوند پی ـ ران
  • دیود نوری
  • دیود نیم رسانا
  • دیود ادی
  • دیود بهمنی
  • دیود تونلی
  • دیود جریان ثابت
  • دیود خنثی ساز ولتاژ گذرا
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات