معانی کلمه : دیود
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
(یُ ) [ فر. ] (اِ. ) وسیله ای الکترونیکی برای یک طرفه کردن جریان الکتریکی .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
وسیلهای الکترونیکی برای یکطرفه کردن جریان الکتریکی
اسبابی دو الکترودی دارای یک آنودویک کانود که جریان برق را از یک جهت بمراتب بیش از جهت دیگر عبور میدهد.
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
diode (اسم)
دیود
فرهنگستان زبان و ادب
{diode} [فیزیک] وسیله ای الکترونیکی برای یک طرفه کردن جریان الکتریکی
