Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیوار افکن

تلفظ بین المللی : /dˈivɑr ˈafkan/ تلفظ :‌ [d'ivAR 'afkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیوارافکن
  • دیوار
  • دیوار آب بند
  • دیوار باربَر
  • دیوار بالی
  • دیوار برشی
  • دیوار بند
  • دیوار بنّایی
  • دیوار توخالی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیوارافکن. [ دی اَ ک َ ] ( نف مرکب ) ویران کننده دیوار.
- پیل دیوارافکن ؛ پیل قوی ویران کننده دیوار. فیل نیرومند و قوی وآزموده که با نیروی او دیوار باره قلعه هارا فرو می افکندند : پیل نر خیاره و پنج ماده دیوارافکن دروازه شکن بباید باشد که بکار آید شهری را که حصار گیرند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 400 ).

فرهنگ فارسی

ویران کنند. دیوار .

کلمات مرتبط

  • دیوارافکن
  • دیوار
  • دیوار آب بند
  • دیوار باربَر
  • دیوار بالی
  • دیوار برشی
  • دیوار بند
  • دیوار بنّایی
  • دیوار توخالی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات