معانی کلمه : دینور
لغت نامه دهخدا
دینور. [ ن َ وَ ] (اِخ ) (مقبره ٔ...) از مقابر دوره ٔ هخامنشی در نزدیک بیستون است . (یادداشت مؤلف ).
دینور. [ ن َ وَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان حسن آباد بخش کلیبر شهرستان اهر با 345 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
دین دار، متدین.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دانشنامه عمومی
فرهنگ اسم ها
(تلفظ: dinvar) (دین + ور (پسوند دارندگی)) ، دیندار ، مؤمن .
اسم: دینور (پسر) (فارسی، عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: dinvar) (فارسی: دينور) (انگلیسی: dinvar)
معنی: دیندار، متدین، مومن، ( دین، ور ( پسوند دارندگی ) )، مؤمن
معنی: دیندار، متدین، مومن، ( دین، ور ( پسوند دارندگی ) )، مؤمن
