دینارگون. ( ص مرکب ) زرین. طلایی. به رنگ زر. به رنگ دینار. ذهبی. ( ذخیره خوارزمشاهی ) : تاک رز بینی شده دینارگون پرنیان سبز او زنگارگون.رودکی.بعضی گفته اند که [ کژدم ] چند نوع است : سپید است... و ذهبی یعنی دینارگون. ( ذخیره خوارزمشاهی ). سر او [ نی را ] بیالاید طلی کنند موی را دینارگون کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و آفتاب دینارگون از مرحله سنبله در کفه ٔمیزان استقامت یافت. ( سندبادنامه ص 163 ). || (...