Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دینارسنج

تلفظ بین المللی : /dinˈɑrsandʒ/ تلفظ :‌ [din'ARsandZ]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دینارسرا
  • دینارانی
  • دیناران
  • دیناروند
  • دیناروند خالصه
  • دیناروند ملکی
  • تپه دیناروند سفلی
  • تپه شماره 1 دیناروند علیا
  • تپه پتک دیناروند
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دینارسنج. [ س َ ] ( نف مرکب ) سنجنده دینار. کنایه از شخصی که زر بحدی داشته باشد که در شمارآن مشقت انگاشته کارش بوزن نقود انجامیده باشد یا آنکه به حقیقت دینار خوب وارسد و طریق پیدا کردن آن را ماهر باشد. ( آنندراج ). ناقد زر. صراف :
شنید او ز پیران دینارسنج
که زرزر کشد در جهان گنج گنج.
نظامی.

فرهنگ فارسی

سنجنده دینار .

کلمات مرتبط

  • دینارسرا
  • دینارانی
  • دیناران
  • دیناروند
  • دیناروند خالصه
  • دیناروند ملکی
  • تپه دیناروند سفلی
  • تپه شماره 1 دیناروند علیا
  • تپه پتک دیناروند
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات