معانی کلمه : دینار چین
لغت نامه دهخدا
دینارچین. ( نف مرکب ) مخفف دینارچیننده. کسی که دینار جمع کند و از روی زمین بچیند :
بدو گشت دینارچین دست سائل
وز آن شرم شد روی دینار پرچین.
بدو گشت دینارچین دست سائل
وز آن شرم شد روی دینار پرچین.
فرهنگ فارسی
مخف دینار چیننده .
