Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیلم

تلفظ بین المللی : /dˈejlam/ تلفظ :‌ [d'ejlam]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد
  • دیلم اسا
  • دیلم وار
  • دیلم کله
  • دیلم مخصوص دزدان
  • دیلم شهرستان
  • دیلم آسا
  • دیلم الدیلم
  • دیلم بالا
  • دیلم دستجردی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معیندانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

دیلم . [ دَ ل َ ] (اِخ ) نام لبؤبن عبدالقیس بن اقصی که عقب وی معاویةبن دیلم است . (از تاج العروس ).

دیلم . [ دَ ل َ ](اِخ ) ابن صعنه جد بویه که آل بویه بدو منسوبند . (حبیب السیر چ طهران 348).

دیلم . [ دَ ل َ ] (اِخ ) آبی است معروف در اقصای بدو و یا آبی است مر بنی عبس را و ...

فرهنگ عمید

میلۀ آهنی ضخیم برای سوراخ کردن یا حرکت دادن چیزهای سنگین.

۱. از اقوام قدیمیِ ساکن در گیلان.
۲. [مجاز] سپاهی دلیر و جنگجو.
۳. [مجاز] بنده؛ غلام.
۴. (اسم، صفت) [مجاز] دربان؛ نگهبان: ◻︎ هست همان درگه کاو را ز شهان بودی / دیلم ملک بابل، هندو شه ترکستان (خاقانی: ۳۵۹).

میلۀ آهنی ضخیم برای سوراخ کردن یا حرکت دادن چیزهای سنگین.۱. از اقوام قدیمیِ ساکن در گیلان.۲. [مجاز] سپاهی دلی...

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) میله ای آهنی برای سوراخ کردن دیوار یا حرکت دادن اجسام سنگین .

(دِ لَ) (اِ.) 1 - دربان ، زندانبان . 2 - غلام . 3 - نام ناحیه و قومی در گیلان .

(دِ لَ ) (اِ. ) ۱ - دربان ، زندانبان . ۲ - غلام . ۳ - نام ناحیه و قومی در گیلان .
( ~. ) (اِ. ) میله ای آهنی برای سوراخ کردن دیوار یا حرکت دادن اجسام سنگین .

دانشنامه آزاد فارسی

دِیْلَم(یا: دیلمان) قوم قدیمی گیلان، ساکن ولایت دیلمان واقع در کوهستان های گیلان شرقی تا قزوین (حد فاصل رودخانۀ سفیدرود و حدود طبرستان)، احتمالاً بازماندۀ اقوام پیش از آریاییان، قومی شجاع، زارع، گله دار و جنگ سالار. دیلمان در عهد ساسانیان غالباً از حوزۀ تسلط آن دولت خارج و عمدتاً از سربازان مزدور در خدمت ساسانیان بودند. وَهرَز دیلمی سرکردۀ ایرانیانی بود که از طرف انوشیروان ساسانی به کمک سیف بن ذی ...

فرهنگ فارسی

۱ - یکی از بخشهای شهرستان بوشهر واقع در شمال غربی آن شهرستان .هوایش گرم و مرطوب آب مشروع از چاه و باران زراعت دیمی محصول عمده خرما انواع سبزی شغل مردم کشاورزی و صید ماهی . مجموع قری ۳۸ و ۱۲۹٠٠ تن سکنه دارد. ۲ - قصبه و بندر دیلم مرکز بخش مذکور در ۲۳۲ کیلومتری شمال غربی بوشهر هوای آن گرم و مرطوب دارای ۳۵٠٠تن سکنه .بیرم، میله آهنی ضخیم برای سوراخ کردن زمین ودیوار، نام ناحیهای درگیلان، کنایه ازدلیروجن...

دانشنامه عمومی

دیْلَم در معانی زیر به کار می رود:دیلم یا دیلمستان بخش کوهستانی گیلاندیلمیان نام طایفه هایی که در دیلمستان، مناطق کوهستانی گیلان و غرب مازندران، زندگی می کردنددیلمان شهری در استان گیلانبندر دیلم مرکز شهرستان دیلم در استان بوشهردیلم جدید روستایی در استان خوزستانwiki: میخ ها تعبیه شده است. از دیلم به عنوان اهرمی برای جدا کردن دو جسم از یکدیگر یا بیرون کشیدن میخها استفاده می شود. دیلم ها را بیشتر برا...

مترادف و متضاد

lever (اسم)بازو، دسته، دیلم، اهرم، شاهین، میله اهرمauthorger (اسم)مته، دیلم، زمین سوراخ کنcrowbar (اسم)دیلم، اهرمjimmy (اسم)دیلمcrow (اسم)غراب، دیلم، زاغ، کلاغ، اهرم، بانگ خروسgad (اسم)دیلم، سیخ، گوه، نیزه، سیخک، سنان، شلاق سیخی، ترا بخدا، جاد فرزند یعقوب و زلفهgavelock (اسم)دیلم، نیزه، زوبین، اهرم اهنیpry (اسم)دیلم، فضول، اهرم، فضولی، کنجکاویwimble (اسم)دیلم، گرد بر، مته فرنگی...

کلمات مرتبط

  • دیلم اسا
  • دیلم وار
  • دیلم کله
  • دیلم مخصوص دزدان
  • دیلم شهرستان
  • دیلم آسا
  • دیلم الدیلم
  • دیلم بالا
  • دیلم دستجردی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات