معانی کلمه : دیز
لغت نامه دهخدا
دیز. (اِخ ) دهی است از دهستان شاهرود بخش شاهرود شهرستان هروآباد با 386 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 4).
فرهنگ عمید
دِژ#NAME?
دیزه۱#NAME?
علامتی برای بالا بردن نت به یک نیم پرده.
= دِژ
علامتی برای بالا بردن نت به یک نیم پرده.
= دیزه۱
علامتی برای بالا بردن نت به یک نیم پرده.
= دیزه۱
فرهنگ معین
(اِ.) = دیزی . دیزندان : نوعی دیگ و پاتیل .
(اِ.) 1 - رنگِ اسب یا استر. 2 - شبیه ، مانند. 3 - دژ، قلعه .
(یِ) (اِ.) یکی از علامات تغییردهنده که قبل از نوت ها گذاشته شود. این علامت صدای نوت را نیم پرده بالا برده آن را زیر می کند؛ مق . بم .
دانشنامه آزاد فارسی
دیِز (sharp)
در موسیقی، بالابردن زیرایی یک نت به اندازۀ نیم پرده. علامت دیِز در جلوی نتِ مربوط به آن قرار می گیرد، و با علامت بِکار باطل می شود.
در موسیقی، بالابردن زیرایی یک نت به اندازۀ نیم پرده. علامت دیِز در جلوی نتِ مربوط به آن قرار می گیرد، و با علامت بِکار باطل می شود.
wikijoo: دیز
فرهنگ فارسی
رنگ، لون، رنگ اسب واستر، رنگ خاکستری، دیس
( اسم ) نوعی دیگ و پاتیل .
( اسم ) نوعی دیگ و پاتیل .
دانشنامه عمومی
قابلمه؛ قابلمه واژه ای ترکی است و برابر پارسی آن دیز (diz) است و نام غذایی به نام دیزی نیز از آن می آید.
مترادف و متضاد
sharp (اسم)
سیاه بند، دیز
واژه نامه بختیاریکا
استهزای لبریز
