معانی کلمه : دیرکرد
لغت نامه دهخدا
دیرکرد. [ ک َ ] ( مص مرکب مرخم ، اِمص مرکب ) دیرکردن. عقب افتادن. تأخیر. تعویق ؛ جریمه دیر کرد، زیان تأخیر در پرداخت ؛ چک شما هفت روز دیر کرد دارد، هنگام دریافت آن بتأخیر افتاده است.
فرهنگ عمید
۱. دیر کردن.
۲. دیر شدن.
۳. (بانکداری ) عقب انداختن پرداخت وجه سند.
۴. تٲخیر.
۲. دیر شدن.
۳. (بانکداری ) عقب انداختن پرداخت وجه سند.
۴. تٲخیر.
فرهنگ معین
(کَ ) (مص مر. ) = دیر کردن : عقب افتادن ، تأخیر.
فرهنگ فارسی
دیرکردن، دیرشدن، عقب انداختن پرداخت وجه سند
( مصدر ) عقب افتادن تاخیر .
( مصدر ) عقب افتادن تاخیر .
مترادف و متضاد
تاخیر، عقبافتادگی
