کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه دیرتر | کلماتور
معانی کلمه : دیرتر
تلفظ بین المللی :
/dˈirtar/
تلفظ :
[d'iRtaR]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دیرتر از موقع
زاییدن دیرتر از موعد
کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
دیرترین آغاز
دیرترین پایان
دیرتراز
دیرترین اغاز
دیرترک
دیاترمی
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
دیرتر. [ ت َ ] ( ق ) مدتی دراز. زمانی بیشتر :
چو فرزانگان دیرتر ماندند
کس آمد بر شاهشان خواندند.
فردوسی.
|| با تأخیر زمانی.زماناً مؤخرتر.
فرهنگ فارسی
مدتی دراز . زمانی بیشتر .
مترادف و متضاد
subsequent
(صفت)
لاحق، مابعد، پسین، بعد، متعاقب، بعدی، دیرتر، خلفی، پس ایند
posterior
(صفت)
بعد از، عقبی، عقب تر، موخر، دیرتر، پسی
کلمات مرتبط
دیرتر از موقع
زاییدن دیرتر از موعد
کشتی خیلی دیرتر از ان می رسد که جادوگر در حال غرق را نجات دهد
دیرترین آغاز
دیرترین پایان
دیرتراز
دیرترین اغاز
دیرترک
دیاترمی
نظرات