Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر مانده

تلفظ بین المللی : /dˈir mˈɑndeː/ تلفظ :‌ [d'iR m'Ande:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر ماندن
  • خسته و مانده در اثر سفر
  • ژاپنیان باقی مانده در چین
  • مانده در باران
  • مانده در بینهایت
  • اندکی دور از کشتی ماندن
  • در اغل ماندن
  • در انتظار ماندن
  • در بستر ماندن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیرمانده. [ دَ / دِ ] ( ن مف مرکب ) نعت مفعولی از دیر ماندن. بسیار درنگ کرده. متوقف شده.
- دیرمانده مجلس ؛ آنکه در آخر مجلس برسد. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

نعت مفعولی از دیر ماندن . بسیار درنگ کرده .

کلمات مرتبط

  • دیر ماندن
  • خسته و مانده در اثر سفر
  • ژاپنیان باقی مانده در چین
  • مانده در باران
  • مانده در بینهایت
  • اندکی دور از کشتی ماندن
  • در اغل ماندن
  • در انتظار ماندن
  • در بستر ماندن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات