Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر امدن

تلفظ بین المللی : /dˈir ˈaːmdan/ تلفظ :‌ [d'iR 'a:mdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر امدنی
  • سنگ در دندان امدن
  • از پای در امدن
  • از انحنا در امدن
  • بشکل طناب در امدن
  • بصورت قانون در امدن
  • بصورت گله ورمه در امدن
  • به لباس مبدل در امدن
  • حرف در آمدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دیرآمدن ) دیرآمدن. [ م َ دَ ] ( مص مرکب ) نه به وقت فرارسیدن. نه در وقت معتاد آمدن : هجوم ؛ دیرآمدن زمستان. ( تاج المصادر بیهقی ). تأخیر کردن : همانا مرا چشم دارد همی ز دیر آمدن خشم دارد همی.فردوسی.بدین چاره جستن ترا خواستم چو دیر آمدی تندی آراستم.فردوسی.آنکس که نباید برما زودتر آیدتو دیرتر آیی ببر ما که ببایی.منوچهری.از باغ بزندان برم و دیر بیایم چون آمدمی نزد شما دیر نپایم.منوچهری.با وجودش از...

فرهنگ فارسی

( دیر آمدن ) نه به وقت فرا رسیدن .

کلمات مرتبط

  • دیر امدنی
  • سنگ در دندان امدن
  • از پای در امدن
  • از انحنا در امدن
  • بشکل طناب در امدن
  • بصورت قانون در امدن
  • بصورت گله ورمه در امدن
  • به لباس مبدل در امدن
  • حرف در آمدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات