Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیر اب

تلفظ بین المللی : /dˈir ˈaːb/ تلفظ :‌ [d'iR 'a:b]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر ابان
  • دیر ابشیا
  • دیر ابلق
  • دیر ابن براق
  • دیر ابن عامر
  • دیر ابن وضاح
  • دیر ابوبخوم
  • دیر ابوحنس
  • دیر ابوسویرس
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( دیرآب ) دیرآب. ( ص مرکب ) که زود انزال نکند. ( یادداشت مؤلف ) :
زین سرابونی ، یک اندامی ، درشتی ، پردلی
مغ کلاهی مغ روی دیرآب زود افشاره ای.
سوزنی.

فرهنگ فارسی

( دیر آب ) که زود انزال نکند .

کلمات مرتبط

  • دیر ابان
  • دیر ابشیا
  • دیر ابلق
  • دیر ابن براق
  • دیر ابن عامر
  • دیر ابن وضاح
  • دیر ابوبخوم
  • دیر ابوحنس
  • دیر ابوسویرس
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات