Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ دیده بانگی

تلفظ بین المللی : /dˈideː bˈɑneɡˌi/ تلفظ :‌ [d'ide: b'Aneg,i]
لغت نامه دهخدا
  • دیده بانی
  • برج دیده بانی
  • دیده بانی کردن
  • سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
  • برج دیده بانی دوک 2
  • برج دیده بانی شروین باوند
  • برج دیده بانی شیخ حسین
  • برج های دیده بانی
  • برو و دیده بانی بگمار
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

دیده بانگی. [ دی دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان بوانات بخش بوانات و سرچهان شهرستان آباده. واقع در 12 هزارگزی شمال باختر سوریان و 48 هزارگزی شوسه شیراز به اصفهان با 127 تن سکنه.راه آن فرعی است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).

کلمات مرتبط

  • دیده بانی
  • برج دیده بانی
  • دیده بانی کردن
  • سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
  • برج دیده بانی دوک 2
  • برج دیده بانی شروین باوند
  • برج دیده بانی شیخ حسین
  • برج های دیده بانی
  • برو و دیده بانی بگمار
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات