Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دیدان

تلفظ بین المللی : /dˈidɑn/ تلفظ :‌ [d'idAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • دیدان سفلی
  • دیدان علیا
  • اطریفل دیدان
  • حب الدیدان الطو
  • حب الدیدان الطوال
  • دیدانداز
  • دیان
  • دیانا
  • دیانات
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دیدان . (اِ) نام اول ماه از زمستان . (آنندراج ).

دیدان . [ دَ ی َ ] (ع اِ) ددن . دد. دداً. دَیْد. بازی . (منتهی الارب ). لهو و لعب . (از اقرب الموارد).

دیدان . (اِخ ) دهی است از دهستان باراندوزچای بخش حومه ٔ شهرستان ارومیه با 241 تن سکنه . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4)....

فرهنگ عمید

خوی، عادت، روش.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع دوده ( دود ) کرمها .
ددان . نام محلی است در حجاز عربستان سعودی که در تورات از آن یاد شده است .

کلمات مرتبط

  • دیدان سفلی
  • دیدان علیا
  • اطریفل دیدان
  • حب الدیدان الطو
  • حب الدیدان الطوال
  • دیدانداز
  • دیان
  • دیانا
  • دیانات
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات