معانی کلمه : دی
لغت نامه دهخدا
دی . (رمز) در کتب رجال شیعه رمز است اصحاب هادی علیه السلام را. (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ عمید
روز گذشته؛ دیروز.
۱. ماه دهم از سال خورشیدی؛ ماه اول زمستان که موسم سختی سرما است.
۲. [قدیمی] نام روزهای هشتم و پانزدهم و بیستوسوم هر ماه خورشیدی. Δ چون سه روز از روزهای ماه به نام دی بوده برای امتیاز آنها نام هر روز را به نام روز بعد افزوده روز هشتم را دیباذر (دیبهآذر) و روز پانزدهم را دیبهمهر و روز بیستوسوم را دیبادین (دیبهدین) گفتهاند.
فرهنگ معین
( دِ) [ په . ] (ق .) 1 - روز گذشته ، دیروز. 2 - شب گذشته .
(دِ یْ) (اِ.) 1 - دهمین ماه هر سال شمسی . 2 - نامِ روزهای هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه شمسی .
(دِ یْ ) (اِ. ) ۱ - دهمین ماه هر سال شمسی . ۲ - نامِ روزهای هشتم ، پانزدهم و بیست و سوم هر ماه شمسی .
( دِ ) [ په . ] (ق . ) ۱ - روز گذشته ، دیروز. ۲ - شب گذشته .
( دِ ) [ په . ] (ق . ) ۱ - روز گذشته ، دیروز. ۲ - شب گذشته .
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
در اوستا غالبا صفت اهورمزدا است سه روز از هرماه شمسی بنام او خواند شده .
۱ - روز گذشته دیروز . ۲ - شب گذشته دیشب .
روز گذشته و آنرا دیروز گویند .
۱ - روز گذشته دیروز . ۲ - شب گذشته دیشب .
روز گذشته و آنرا دیروز گویند .
دانشنامه عمومی
مادر - مامان
دهمین ماه از سال. مادر
(لری، ممسنی) [dey] مادر.
دانشنامه اسلامی
[ویکی شیعه] دی (ماه). دی دهمین ماه از سال خورشیدی (شمسی) است که در تقویم کنونی ایران ۳۰ روز دارد.
wikishia: دی_(ماه)
واژه نامه بختیاریکا
باز؛ از نو
دود
دید
دیگر
زود باش؛ عجله کن
دود
دید
دیگر
زود باش؛ عجله کن
