معانی کلمه : دگرسان
فرهنگ عمید
دگرگون، طور دیگر، جور دیگر: مشیات خلق نگردد دگرگون / قضیات سابق نگردد دگرسان (عبدالواسع جبلی: ۲۹۴ ).
فرهنگ فارسی
دیگرسان، دگرگون، طوردیگر
مترادف و متضاد
heterologous (صفت)
غیر مشابه، غیر متجانس، بدون نسبت، سرم غیر انسانی، دگرسان
