دگر شدن. [ دِ گ َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) دگرگون گشتن. تغییر کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). متغیر شدن. ( از آنندراج ). به حالی دیگر درآمدن. از حالی به حالی دیگر شدن. تغییر یافتن و حالی به حالی شدن. ( ناظم الاطباء ). مبدل گشتن. عوض شدن از حالت سابق. بگشتن چنانکه در رنگ و عقیده و زمان و وضع و غیره. و رجوع به دگر گشتن شود : چو بشنید بهرام رنگ رخش دگر شد که تا چون دهد پاسخش.فردوسی.چنین گفت با شوی کای کدخد...