Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دگر شدن

تلفظ بین المللی : /dˈeɡar ʃˈodan/ تلفظ :‌ [d'egaR S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دیر شدن
  • دیگر شدن
  • روز دیر شدن
  • زیست هیدروژن دار شدن
  • شاخه دار شدن
  • شاخه دار شدن زنجیره
  • ضریب حفره دار شدن
  • لکه دار شدن
  • از هم دور شدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دگر شدن. [ دِ گ َ ش ُدَ ] ( مص مرکب ) دگرگون گشتن. تغییر کردن. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). متغیر شدن. ( از آنندراج ). به حالی دیگر درآمدن. از حالی به حالی دیگر شدن. تغییر یافتن و حالی به حالی شدن. ( ناظم الاطباء ). مبدل گشتن. عوض شدن از حالت سابق. بگشتن چنانکه در رنگ و عقیده و زمان و وضع و غیره. و رجوع به دگر گشتن شود : چو بشنید بهرام رنگ رخش دگر شد که تا چون دهد پاسخش.فردوسی.چنین گفت با شوی کای کدخد...

فرهنگ فارسی

دگرگون گشتن . تغییر کردن .

کلمات مرتبط

  • دیر شدن
  • دیگر شدن
  • روز دیر شدن
  • زیست هیدروژن دار شدن
  • شاخه دار شدن
  • شاخه دار شدن زنجیره
  • ضریب حفره دار شدن
  • لکه دار شدن
  • از هم دور شدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات