Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دکنی

تلفظ بین المللی : /dˈakni/ تلفظ :‌ [d'akni]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • دکنی رضا علیشاه
  • دکنی بکنی
  • علی دکنی
  • رضا علیشاه دکنی
  • طاهر دکنی
  • فیضی دکنی
  • فیضی دکنی ابوالفیض
  • جمال الدین دکنی
  • فیض دکنی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

دکنی. [ دَ ک َ ] ( ص نسبی ) منسوب به دکن ، که ولایتی است در هند. رجوع به دکن شود.
- حریر دکنی ؛ حریر که از دکن آرند. ( از آنندراج ). و رجوع به دکن شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به دکن که ولایتی است در هند .

گویش مازنی

۱کنده شده ۲کنده ی درخت

/dakenni/ کنده شده - کنده ی درخت

کلمات مرتبط

  • دکنی رضا علیشاه
  • دکنی بکنی
  • علی دکنی
  • رضا علیشاه دکنی
  • طاهر دکنی
  • فیضی دکنی
  • فیضی دکنی ابوالفیض
  • جمال الدین دکنی
  • فیض دکنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات