Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دکل

تلفظ بین المللی : /dˈakal/ تلفظ :‌ [d'akal]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب
  • دکل 1
  • دکل 2
  • دکل درختی
  • دکل کار
  • دکل کشتی
  • دکل یکپارچه
  • دکل جرثقیل
  • دکل کش کشی
  • دکل کمر
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیگویش مازنیجملات نمونهمترادف و متضادفرهنگستان زبان و ادب

لغت نامه دهخدا

دکل . [ دَ ] (ع مص ) فراهم آوردن گل را بدست تا بینداید. || پاسپر کردن چیزی را. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

دکل . [ دَ ک َ ] (اِخ ) ده کوچکی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

دکل . [ دَ ک َ ] (ص ) امردی که ریش او تمام برنیامده ...

فرهنگ عمید

۱. تیر بلند و ستبر که در زمین برپا کنند، مانند ستون خیمه که چادر بر روی آن قرار می گیرد، دیرک.
۲. ستون میان کشتی که بادبان ها را به آن می بندند.

فرهنگ معین

( ~.) (ص .) = دگل : 1 - زمخت ، گنده . 2 - امردی که ریش او تمام برنیامده باشد و دست و پای بزرگ و گنده داشته باشد.

(دَ کَ) (اِ.) 1 - تیر بلندی در عرشة کشتی که بادبان را بر آن نصب کنند. 2 - تیر بلند فلزی یا چوبی برای نگه داشتن چیزی در ارتفاع .

(دَ کَ ) (اِ. ) ۱ - تیر بلندی در عرشة کشتی که بادبان را بر آن نصب کنند. ۲ - تیر بلند فلزی یا چوبی برای نگه داشتن چیزی در ارتفاع . ( ~. ) (ص . ) = د...

فرهنگ فارسی

تیر، دیرک

(مجازی) آدم هیکل‌دار، غول پیکر

تیربلندوستبرکه درزیرزمین برپاکنندمانندستون
( صفت ) ۱ - زمخت گنده ستبر ( آدمی ) . ۲ - امردی که ریش او تمام برنیامده باشد و دست و پای بزرگ و گنده داشته باشد .
ده کوچکی است از دهستان مرغک بخش راین شهرستان بم .

دانشنامه عمومی

دکل یکی از اجزای اصلی کشتی های بادبانی می باشد و عبارتست از تیرکی عمودی از جنس چوب یا فلز که بر روی محور تقارن کشتی یا قایق نصب می شود مسئولیت برافراشته نگه داشتن بادبان یا بادبان ها را بر عهده دارد. تعداد و اندازه و نحوه چینش دکل ها با توجه به نوع شناور، تعیین می شوند. اغلب دیرک ها توسط مهاربندهایی، پایدار می شوند.Wikipedia contributors. Mast (sailing) . Wikipedia, The Free Encyclopedia; 2014 Nov...

گویش مازنی

شخم دوم زمین

۱درکل – به تمامی ۲هرگز – به هیچ وجه

/de kel/ شخم دوم زمین & درکل – به تمامی - هرگز – به هیچ وجه

جملات نمونه

دکل برق، شاه تیر

pylon

یک کشتی چهار دکله

a four-masted ship

برادرش عجب دکلی است!

her brother is such a hulk!

مترادف و متضاد

تیرکشتی، دگل

زمخت، ستبر، گنده، نتراشیده‌نخراشیده

۱. تیرکشتی، دگل
۲. زمخت، ستبر، گنده، نتراشیدهنخراشیده

فرهنگستان زبان و ادب

{mast} [حمل ونقل دریایی] تیرکی عمودی یا کمی مایل که در گذشته نقش تکیه گاه بادبان را داشته است، اما در کشتی های امروزی به عنوان پایه ای برای نصب آنتن های مخابراتی و رادار و پرچم و چراغ های ناوبَری و جز آن به کار میرود
{spar} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] تیر چوبی یا فلزی که تجهیزات بافه ای را برای اتصال به یکی از چند سامانۀ حمل ونقل بافه ای به آن میبندند

کلمات مرتبط

  • دکل 1
  • دکل 2
  • دکل درختی
  • دکل کار
  • دکل کشتی
  • دکل یکپارچه
  • دکل جرثقیل
  • دکل کش کشی
  • دکل کمر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات