معانی کلمه : دکتری
لغت نامه دهخدا
دکتری. [ دُ ت ُ ] ( حامص ) دکتر بودن. اجتهاد. دکترا. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به دکتر شود.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
دکتر بودن اجتهاد دکترا .
مترادف و متضاد
اجتهاد
پزشکی، طبابت
۱. اجتهاد
۲. پزشکی، طبابت

اجتهاد
پزشکی، طبابت
۱. اجتهاد
۲. پزشکی، طبابت