Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دک

تلفظ بین المللی : /dˈak/ تلفظ :‌ [d'ak]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دک دک
  • دک زدن
  • دک زده
  • دک شدن
  • دک و دهن
  • دک و پوز
  • دک کردن
  • دک بزوئن
  • دک دجنی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دک . [ دُ ] (فرانسوی ، اِ) نوعی سگ با پوزه ٔ پهن . (یادداشت مرحوم دهخدا). دگ . و رجوع به دگ شود.

دک . [ دُ ] (اِ) مخفف دوک ، و آن آلتی است که نخ را بر آن تاب دهند. (لغت محلی شوشتر، نسخه ٔ خطی ) و رجوع به دوک شود.

دک . [ دُک ک ] (ع ص ) ج ِ أدک ّ. (منتهی الارب ). رجوع به ادک شود. || ج ِ دَکّاء. (اقرب الموارد). رجوع ...

فرهنگ عمید

کوفتن.

سر، به‌ویژه سر بی‌مو.
⟨ دک‌وپوز: [عامیانه] ظاهر شخص.
⟨ دک‌و‌دنده: [عامیانه] بالاتنه.
⟨ دک‌ودهن: [عامیانه] دهان و قسمت‌های بیرونی آن.

۱. = ⟨ دک شدن۲. = ⟨ دک کردن⟨ دک شدن: (مصدر لازم) [عامیانه] آهسته از جایی بیرون رفتن و ناپدید شدن.⟨ دک کردن: (مصدر متعدی) [عامیانه] کسی را به بهانه‌ای از جایی راندن و بیرون کردن....

فرهنگ معین

( ~.) (اِ.) سر، رأس .

(دَ) (اِ.) گدا. 2 - (ص .) گدایی .

( ~.) 1 - (اِ.) پی دیواری که چینه بر بالای آن نهند، پایه ، بنیان . 2 - (ص .) محکم ، استوار.

( ~.) [ ع . ] (مص م .) 1 - ویران ساختن ساختمان و دیوار، کوبیدن . 2 - هموار ساختن پستی و بلندی زمین . 3 - دفع کردن .

(دَ ) (اِ. ) گدا. ۲ - (ص . ) گدایی . ( ~. ) (اِ. ) سر، رأس . ( ~. ) ۱ - (اِ. ) پی دیواری که چینه بر بالای آن ن...

فرهنگ فارسی

سر، سربی مو، زمین خشک وسخت، زمین بی آب وعلف، بی برگ( مصدر ) ۱ - ویران ساختن ساختمان و دیوار با خاک یکسان کردن کوبیدن . ۲ - هموار ساختن پستی و بلندی زمین . ۳ - دفع کردن . ۴ - ( اسم ) کوبش صدمه آسیب : [[ زان روز یاد کن که کند همچو خاک پست کوه تنت زبانه آتش بضرب دک ]] . ( کمال غیاث ) ۵ - ( صفت ) زمین کوبیده و هموار .ده کوچکی است از دهستان باهو کلات بخش دشتیاری شهرستان چاه بهار ....

دانشنامه عمومی

دک ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:دک (بم)دک (چابهار)دک (قزوین)wiki: ایران است.این روستا در دهستان حومه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۸۶ نفر (۲۳خانوار) بوده است.wiki: بخش تلنگ شهرستان قصرقند در استان سیستان و بلوچستان ایران است.این روستا در دهستان تلنگ قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۵۴۰ نفر (۱۶۱خانوار) بوده است.wiki...

مترادف و متضاد

۱. دفع، طرد
۲. راس، سر
۳. بنیان، پایه، شالوده
۴. بیبرگوبار، لخت
۵. سایل، گدا
۶. تکدی، سوال، گدایی
۷. استوار، پایدار، محکم
۸. ویرانسازی
۹. هموارسازی

واژه نامه بختیاریکا

( دُک ) اختلاف؛ دو بهمزنی
( دَک ) قسمت؛ مرحله
( دَک ) لرزش

کلمات مرتبط

  • دک دک
  • دک زدن
  • دک زده
  • دک شدن
  • دک و دهن
  • دک و پوز
  • دک کردن
  • دک بزوئن
  • دک دجنی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات