معانی کلمه : دژآهنگ
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. آهنگکننده بهسوی دژ.
۲. تیر یا زوبینی که بهسوی قلعه و حصار پرتاب کنند.
۱. بدآهنگ؛ بداندیش؛ بدنیت؛ بدخواه.
۲. بدکردار.
۳. بدخو؛ تندخو: ◻︎ ز بس کینهجوی و دژآهنگ بود / فراخای گیتی براو تنگ بود (عنصری: ۳۵۴).
فرهنگ معین
( ~. هَ) (ص مر.) نک دژآگاه .
