کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : دچار شدن به
تلفظ بین المللی :
/dˈotʃɑr ʃˈodan bˈeː/
تلفظ :
[d'otSAR S'odan b'e:]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
دچار شدن
دچار حمله شدن
دچار سقوط و اضمحلال شدن
دچار هراس سخت شدن
دچار وقفه یا بی تکلیفی شدن
دچار دردسر شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
دچار مرض چشمی شدن
دچار نحسی شدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
catch
(فعل)
بدست اوردن، درک کردن، گرفتن، جلب کردن، از هوا گرفتن، فهمیدن، دچار شدن به، چنگ زدن، قاپیدن
کلمات مرتبط
دچار شدن
دچار حمله شدن
دچار سقوط و اضمحلال شدن
دچار هراس سخت شدن
دچار وقفه یا بی تکلیفی شدن
دچار دردسر شدن
دچار طوفان و گرد باد یا سرما شدن
دچار مرض چشمی شدن
دچار نحسی شدن
نظرات