معانی کلمه : دوچرخه سواری
لغت نامه دهخدا
دوچرخه سواری. [ دُ چ َ خ َ / خ ِ س َ ] ( حامص مرکب ) عمل دوچرخه سوار. راندن دوچرخه. سوار دوچرخه شدن و راندن آن.
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
عمل دوچرخه سوار .
دانشنامه عمومی
مترادف و متضاد
cycling (اسم)
دوچرخه سواری، چرخه زنی، چرخ سواری
