Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دونده

تلفظ بین المللی : /dˌavandˈeː/ تلفظ :‌ [d,avand'e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا
  • دونده خزندگان
  • دونده زمین
  • دونده صخره
  • دونده مارپیچ
  • دونده مارپیچ علاج مرگ
  • دونده مارپیچ مشقت های اسکرچ
  • دونده کولیندا
  • وابسته به حشرات دونده
  • مرغ دونده جاده
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیددانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولمترادف و متضادواژه نامه بختیاریکا

لغت نامه دهخدا

دونده. [ دَ وَ دَ / دِ ] ( نف ) تندرونده و تازنده و تاخت کننده. ( ناظم الاطباء ): کر. ( منتهی الارب ). کریان. ( منتهی الارب ). آنکه دود. که شتابد. شتابنده. رونده به تندی : و این [ سند ] ناحیتی است گرمسیر...و مردمان اسمر و باریک تن و دونده. ( حدود العالم ).بیارید گفتا یکی پیل نرنوندی دونده چو مرغی به پر.فردوسی.وین دهر دونده به یکی مرکب ماندکز کار نیاساید هرچند دوانیش.ناصرخسرو.سوی اژدهای دونده دوید....

فرهنگ عمید

آن که می دود.

دانشنامه آزاد فارسی

فیلمی ساختۀ امیر نادری در ۱۳۶۳ش. فیلم مذکور بازگشتی است به دورۀ کودکی نادری در جنوب، به سال های تنهایی، عشق به سفر، کوشش برای آموختن و این که چگونه می توان «مرد» شد. در دونده شخصیت اصلی فیلم امیرو، برخلاف فیلم های قبلی نادری، زیر بار مشکلات سهمگین اجتماع خُرد و له نمی شود، بلکه پیروز و موفق می شود. امیرو در دونده مرحله به مرحله به آگاهی می رسد و هیچ گاه از کوشش و حرکت باز نمی ایستد. حرکت او تأیید ...

فرهنگ فارسی

( اسم ) آنکه بدود کسی که بشتاب بدود .
تند رونده و تازنده و تاخت کننده .

دانشنامه عمومی

دونده کسی که در یک، دو، یا چند مادهٔ دو در ورزش دو و میدانی مهارت دارد و در آن با سایر شرکت کنندگان رقابت می کند.دو سرعت مسافت های ۴۰۰ متر و کمتر (در المپیک در سه مسافتِ ۱۰۰ متر، ۲۰۰ متر و ۴۰۰ متر انجام می شود).دو نیمه استقامت دوهای بالای ۴۰۰ متر تا ۳۰۰۰ متر (در المپیک در مسافت های ۸۰۰ متر و ۱۵۰۰ متر انجام می شود).دو استقامت مسافت های ۵۰۰۰ متر و بیش از آن (در المپیک در مسافت های ۵۰۰۰ متر و ۱۰٬۰۰۰ ...

نقل قول

دونده (فیلم ۱۳۶۳). دونده فیلم ایرانی به کارگردانی امیر نادری و محصول سال ۱۳۶۳ است. دونده اولین فیلم ایرانی ساخته شده پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ ایران است که توجه جهان را به سینمای ایران جلب کرد.• wikiquote: دونده_(فیلم_۱۳۶۳)...

مترادف و متضاد

runner (اسم)گردنده، ولگرد، دونده، گشتی، ریشه هوایی، افسر پلیس، اداره کننده شغلیrunning (صفت)مداوم، جاری، دونده، پویا، مناسب برای مسابقه دوcursorial (صفت)مستعد دویدن، دوندهrunny (صفت)دونده، متمایل بدویدن...

واژه نامه بختیاریکا

پَینا؛ دَونا

کلمات مرتبط

  • دونده خزندگان
  • دونده زمین
  • دونده صخره
  • دونده مارپیچ
  • دونده مارپیچ علاج مرگ
  • دونده مارپیچ مشقت های اسکرچ
  • دونده کولیندا
  • وابسته به حشرات دونده
  • مرغ دونده جاده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات